خرید بک لینک

نوشین مجلسی: «احمد امینی» و «سعید مطلبی» هر دو نامی آشنا میان اهالی سینما و تلویزیون هستند. امینی در میان مخاطبان تلویزیون بیشتر با ساخت سریال «اولین شب آرامش» شناخته میشود و مطلبی نیز با فیلمنامه سریال «ستایش» به خاطر میآید. آثاری که در برقراری ارتباط با مخاطب در زمان خود نسبتا موفق عمل کردند. همکاری این دو نفر و اسامی بازیگران پیشکسوت و جوان در سریال «ماه و پلنگ» وسوسه تماشا را صد چندان میکند. داستان یک خطی آن نیز بدیع و شنیدنی است. غرور ماه و خواهش پنلگ وحشی برای دست یازیدن به آن و به خاک نشاندنش. داستان شیطان و طریق رخنهاش در هر یک از کاراکترها و آزمایش آنان در آزمون دروغ، صداقت، ببخش، کینه و بدگمانی. خط اصلی قصه و عوامل همگی نشان از ظرفیت بالای سریال برای جذب و پایبندکردن بیننده دارد اما با نگاهی به ماحصل کار بهتر میتوان به بار نشستن این تلاش را به قضاوت نشست. «ماه و پلنگ» نخستین ضربه را از دو دستگی فضای حاکم بر فیلمنامه میخورد. هر چه از گرههای نخستین ماجرا و شخصیتهای خانواده حاج صنعان دور میشویم لحن فیلمنامه تغییر میکند و دیگر از منطق روایی در متن و بازیهای روان و جذاب در اجرا خبری نیست؛ دیالوگهای دور از ذهن و گلدرشت برخی کاراکترها در شرایط رئال وهمچنین بازی سرد چند بازیگر به این شرایط دامن میزند. همین موضوع از عیار اثر کاسته و بر چندپارگی آن میافزاید. این تغییر لحن به خصوص با ورود شخصیت محسن و شوخیهای کهنه و گاه عجیب او بیشتر به چشم میآید که نه در تعدیل تلخی رویداد محوری موثرند و نه لبخندی به لب می نشانند؛ بلکه از یکدستی کل اثر بیرون می زنند. پیگیری ماجرا با شخصیتهای جدید و نمایش تاثیر سوء گناه در زندگی آنان، برای مخاطبی که سر نخ قصه را با شخصیت حاج صنعان و خانوادهاش در دست گرفته، ترفندی نو در شیوه روایت و فرم است اما به نظر میرسد این شکستگی نسبی زاویه دید نتوانسته است یکپارچگی اثر را حفظ نماید. خلق و ورود آدمهای جدید به قصه موجب شده است برخی شخصیتها در دل پیچیدگیها به فراموشی سپرده شوند و بند ارتباط مخاطب با آنان چند قسمت یکبار گسسته شود و دوباره از نو بنا گردد. «ماه و پلنگ» از جایی به بعد میان دو ژانر در رفت و آمد است و در آخر نه این میشود و نه آن. ویژگی که مطلقا به بافت قصه و به نقطه شروع بیارتباط و ورای اقتضای آن است. نمونهای از آن را میتوان تفاوت فضای کمدی-عاشقانه و حتی فانتزی در ارتباط میان ملکا و محسن در مقایسه با تلخی سرد کتایون دانست؛ و همانگونه که اشاره شد این اختلاف به بهانه تفاوت شخصیتها و شرایطشان بیننده را قانع نمیکند بلکه او را سرگردان کرده و مدام از حال و هوای تراژدی به کمدی پرتاب مینماید. در آخر باید افزود که «ماه و پلنگ» هر چه دارد از سوژه نوی آن و گاه دیالوگهای آهنگین و پرطمطراق حاج صنعان و بازی دستهای از نقشآفرینانش نظیر داریوش ارجمند و علی شادمان است که توانسته بینندگان خود را تا به اینجا همراه سازد. مابقی گویی سر جای خود قرار نگرفتهاند. بازیگران جوانی که پیش از این در دیگر آثار بازیهای قابل قبولی از خود ارائه دادهاند در این اثر ستارههایی کم فروغند که با وجود تلاششان نتوانستهاند در جای جای قصه در القای حس کینه، خشم، انتقام و حتی بذلهگویی موفق عمل کنند و به باور هرچه بیشتر شرایط چیده شده فیلمنامه یاری رسانند. به هر روی این نتیجه هر چه هست حاصل یک کار جمعی است، باید تا به انتها به تماشا نشست و دید در آخر کفه ترازوی حسن و عیب مجموعه به کدام سو سنگینی میکند.

نوشته شده به تاریخ 14 آذر 1395


روزنامه جام جم - شماره 4719

موضوعات مرتبط: تلویزیون

برچسبها: ماه و پلنگ , احمد امینی , سعید مطلبی , نوشین مجلسی , جام جم

برچسب: نویسنده: الینا یزدانی تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 21:56

صفحه بندی